هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
404
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
به ساختن مسجد خود كرد عمار و همهء مسلمانان مشغول كار بودند و على اين شعر را زمزمه مىكرد : آن كس كه مسجدها را بنا مىكند و نشسته و برخاسته در اين كار پايدارى مىكند با آنها كه خود را كنار كشيدهاند برابر نيستند عمار بن ياسر نيز به تكرار آن پرداخت عثمان - آنگونه كه در تفسير سيرهء ابن هشام آمده - آن را به خود گرفت و گمانش چنين بود كه به او طعنه مىزند . به او گفت : اى ابن سميّة شنيدم كه تو چه مىگفتى به خدا سوگند كه اينك اين عصا را بر بينىات خواهم نواخت ؛ در دستش عصايى بود كه با آن بازى مىكرد وقتى پيامبر خدا اين سخن را از عثمان شنيد فرمود : آنها به عمار چهكار دارند او آنها را به بهشت فرامىخواند و آنها به دوزخش مىخوانند عمار شلاقى است كه ميان چشم و بينى من قرار دارد . مسلمانان اين حادثهء عظيم را كه خليفه با عمار بن ياسر مرتكب گرديد در كنار حوادث بيشمارى قرار دادند كه خلافتش حتى يك روز - و على رغم نصيحتهاى ناصحانى كه بر هر خطا و لغزش بازخواستش مىكردند - از آن خالى نبود آنها او را به دست كشيدن از اين سياستى كه بالاخره تودهها را در صورت ادامه عليه خود مىشوراند ، فرامىخواندند ولى عمار بن ياسر و ديگرانى كه خود را وقف خدا و يارى حق و عدالت ساخته بودند از اين تازيانههاى عثمان و غلامان جفا پيشه و ستمگر او باكى بدل راه نمىدادند اين تازيانهها ، از ضرباتى كه تازيانههاى ابو سفيان و ابو جهل بر بدنشان نواخته مىشد تا به محمد و رسالت او كفر بورزند ، دردناكتر و سختتر نبود ولى آنها شكيبايى بخرج دادند و بر ابو جهل و ابو سفيان و طاغوتهاى قريش پيروز شدند و محمد و رسالت او پيروز گرديد و امروز نيز همچنان پيروز خواهند شد .